یار من
در تمنای وصال تو از اینجا رفتم
راه گم کردم و تا آن سر دنیا رفتم
عشق تو راهنما بود همان جاییکه
ردپا جستم و راه دگران را رفتم
کیستم ؟ دزد کمین کرده سر راهت یا
عشق بازی که به امید تماشا رفتم
من چو قطره تو چو دریای منی،دیدی که
یک شب از شوق وصالت لب دریا رفتم
خسته از ساحل مرطوب نگاهت بودم
که چنین در پی تو عاشق و شیدا رفتم
+ نوشته شده در ساعت 19:32 توسط خاطره
|